DOBAG
بحثی درباره رنگ های طبیعی: یک پروژه ترک
دکتر جان تامپسون
«دکتر جان تامپسون» محقق مشهور در زمینه منسوجات اسلامی، سال ها عضو پژوهشی مرکز تحقیقات خلیلی وکارشناس پژوهشگرفرشِ مجموعۀ می بیتی درموزه اشمولین بود. اوعلاوه بر هدایت وشروع به تنظیم آرشیو فرش می بیتی، وی سخنرانی ها متعددی درخصوص فرش دستباف بویژه قالی های ایران داشت. او جنبههای مختلف هنرصفوی را تدریس کرد و بارها به ایران سفرکرد. دکترجان تامپسون، در۲۳ ژانویه ۲۰۲۰ درگذشت.
DOBAG مخفف ترکی عبارت «پروژه تحقیق و توسعه رنگ طبیعی»
(Doğal Boya Araştırma ve Geliştirme Projesi) و هدف آن احیای هنروصنعت سنتی فرشبافی ترکیه است. این پروژه با هدایت دکترهارولد بوهمر شیمیست و زیست شناس مشهور آلمانی و با همکاری دانشگاه مرمره استانبول آغاز شد. این پروژه برای ساکنان روستاها درآناتولی که عمدتاً زنان هستند، منبع درآمد منظمی فراهم میکند. ابتکار DOBAG، بازگشت تولید فرش سنتی با استفاده از پشم دستریسی شده و رنگشده با رنگهای طبیعی را نشان میداد که متعاقباً درسایرکشورهای تولیدکننده فرش نیزپروژه ها و اهدافی مشابه شکل گرفت.
در سال ۱۹۸۱ پروژه ای تحت نظارت دپارتمان هنرهای زیبای دانشگاه مرمره در استانبول برای معرفی مجدد رنگرزی طبیعی در میان گروهی از روستائیان غرب ترکیه با نام پروژه DOBAG سامان گرفت. در این ناحیه آداب و سنن فرشبافی روستائیان به چند قرن گذشته بازمیگردد و طی ۵۰ سال اخیر، کیفیت فرشهای آنان تا حد زیادی تنزل کرده بود تا جایی که به پایینترین کیفیت دربازارتبدیل شد. آنان با ارزانتر کردن محصولات و تولیدات خود، استفاده از ارزانترین پشم، ارزانترین وسایل رنگرزی و بدترین نوع بافت سعی نمودند تا در رقابت بازارجهانی شرکت کنند ولی با تمامی اینها، فرشهای آنها بفروش نرفت. فشاراقتصادی قابل ملاحظه ای درمنطقه وجود داشت بطوریکه برخی از روستاییان با بریدن غیر قانونی درختان جنگل کسب درآمد نموده و برخی دیگر به امید یافتن کارهای بهتر راهی شهرها شدند.
ساختار پروژه DOBAG تنها با اعطای وام درازمدت ازطرف دولت محلی امکان پذیربود که به این شکل این پروژه آغازشد. سازمان وام گیرنده یک تعاونی متشکل ازتجار وتابع قوانین ومقررات اعمالی از سوی دولت بود که مرتباً به بررسی حسابهای تعاونی می پرداخت. نظارت کلی و درازمدت بر اجرای پروژه نیز ازطریق دانشگاه انجام وآغاز شد.
اصول عملکرد:
ازهمان ابتدای کار پروژه مبتنی بر اصول خاصی بود که بعنوان رمز موفقیت پروژه در دراز مدت محسوب می شوند.
1- بافندگان كما فی السابق در خانه هایشان کارمی کنند. درصورت نیاز به داربافندگی، وامی برای خرید به آنان اعطا می شود.
2-بافندگان تا حد امکان ازمواد اولیه بومی نظیر پشم بومی و رنگرزی استفاده میکنند ولی در صورت نداشتن پشم کافی، تعاونی آن را خریده وبه بافندگان می فروشد. استفاده ازپشم ماشین ریس مورد قبول و پذیرش نیست.
3-تعاونی به خرید فرشهای بافته شده توسط اعضا پرداخته و پاداشی بالاترازقیمت بازار فرش به آنان می پردازد و درپایان سال، تعاونی به تقسیم سود اعضاء به نسبت کارکرد وهمکاری آنها می پردازد.
4-بافندگان علیرغم عدم وجود سفارش، به بافتن طرحهای بومی وسنتی ترغیب میشوند و تعاونی با عدم خرید فرشهای غیرسنتی، برای بافت الگوهای سنتی اعمال فشارمیکند و بافنده درصورت تمایل مجاز به فروش بافته های خود در بازار می باشد.
5-تعاونی با اجتناب ازخرید فرشهای بد بافته شده یا فرشهایی که با پشم و رنگرزیهای غیرمجاز بافته شده اند، به حفظ کیفیت می پردازد. مشکل اصلی دراین میان رنگهای زرد هستند وتنها طرحهای خاصی با این رنگ قابل پذیرش می باشند.
6- هرگونه تلاش درجهت معرفی طرحهای جدید مدروز» یا «رسمی» ناقضاصول پروژه می باشد.
اهداف تعاونی بقرار زیرمی باشند:
الف ـ حفظ ساختارسنتی وزندگی اجتماعی خانواده (با فراهم آوردن امکان کاربافندگان درمنزل و دراماکن و اوقات مناسب).
ب ـ عدم وابستگی وکارکرد بافندگان تحت قراردادهای خاص یا استفاده اجباری از رنگها وطرحهای خاص.
ج – حفظ طرحهای سنتی و استانداردهای بالای کاربا اعطای پاداش به کارهای خیلی خوب.
نحوه عملیات:
درابتدا تمامی بافندگانی که مایل به یادگیری می باشند تحت تعلیم روشهای سنتی رنگرزی قرارمی گیرند. درصورت عدم دسترسی به گیاهان رنگرزی درمحل، تدابیر و روشهای کاشت آنها آموخته میشود. دربخش دوم پروژه یک یا دوتن از استادان رنگرزی درهر روستا برای رنگرزی تمامی پشم ها ازطرف تعاونی، آموزش داده شده واستخدام میگردند.
نتایج بدست آمده:
پرداخت به بافندگان در ازای هرگره ازکارمی باشد نه درازای مساحت کار. طی مدت دوسال کیفیت به نحومطلوبی پیشرفت کرده بود و بسیاری از خریداران خارجی حاضربه پرداخت بیشتربه منظور شکوفایی پروژه و برای خرید فرشهای رنگرزی شده به روش طبیعی بودند. زمانیکه اولین سود سهام به بافندگان پرداخته شد، روستائیان دریافتند که این پروژه یک امر جدی بوده وتنها برای اجرای یک برنامه رسمی و برای منافع شخصی نمی باشد موفقیت قابل ملاحظه ای برای روستائیان بوجود آمده است. با توسعه کارگاه های خانگی ویا بزرگ و پرداخت دستمزد خوب برای فرشهای رنگرزی شده بروش طبیعی، بزودی تأثیر این پروژه در بازارهای اصلی شناخته شد و تقلید از این پروژه درسراسر کشورترکیه معمول گشت. اگرچه بسیاری ازاین پروژه ها بدلیل ماهیت استثماری و نداشتن هرگونه منافعی برای بافندگان با شکست مواجه شدند؛ با این وجود اعتبارفرش دربازاراستانبول تغییر یافته و پروژه اصلی همگام با تقاضای بازار به کارخویش ادامه می دهد.
نتیجه گیری:
این پروژه شاهدی براین مدعا است که فرشهای رنگرزی شده به روش طبیعی بعنوان منبع درآمد مهمی در سطح روستا بشمارم یروند. نیازخریداران درکشورهای وارد کننده به فرشهای رنگرزی شده با روش طبیعی امری است که با گذشت زمان افزایش می یابد. امروزه یک جریان قوی دلبستگی به محیط زیست وجود دارد که ازطرفی مخالف محصولات ترکیبی و ازطرفی همسو با ارزشهای گذشته است که به اعتقاد بسیاری ازمردم، با ازدست دادن این ارزشها، نابود شده ایم. پروژه های رنگرزی طبیعی مشتمل بر پروژههای گران قیمت نبوده بلکه مبتنی برمنابع قابل احیا می باشند و درصورت نظارت ناظران قابل اعتماد وکارآزموده که برای بقای چنین پروژه هایی لازم هستند، امکان دریافت منافعی خارج ازمنافع پروژه برای آنها وجود دارد. موقعیت اجتماعی و بازار ایران کاملاً برای اینگونه پروژه ها مناسب است.