طبقه بندی فرشهای کردی ایران
«ویلیام ایگلتون»
اگرچه کردها منطقه وسیع و بهم پیوسته ای را در خاورمیانه اشغال کرده اند، مع الوصف دلایل خوبی برای طبقه بندی بافته های آنها با توجه به محل سکونت آنها که عمدتاً درایران و ترکیه و بخش کمی نیزدرعراق، قفقاز وسوریه واقع می باشد وجود دارد. ما چیز زیادی درمورد اولین بافته های کردی که بی شک به صدها سال پیش برمی گردند نمی دانیم چرا که این مردمان دارای سنت چادرنشینی بوده و نیازمبرمی به تولیدات مفید بافته شده داشتند. درهر صورت، فرشهای گلدار وباغى قرن هجدهم غالباً بعنوان فرش های کردی شناخته شده و در زمانی که فرش های شرقی در اواسط قرن نوزدهم و بصورت فراوان قدم به بازار غرب گزاردند، فرش های کردی بعنوان گونه ای مجزا شناخته شده و تلاش نویسندگان با کتابها ورساله هایی در مورد فرش برای طبقه بندی آنها برطبق منشأ جغرافیائی شان آغاز شد. بعنوان مثال جان نام فورد درکتابی که بسال ۱۹۰۰ منتشرشد فهرست ذیل را برای جدول فرشهای ایرانی خود فراهم آورد:
کردستان شرقی، سِنِه، کردستانِ نوع روستایی، کرمانشاه، ساوجبلاغ، بیجار یا گروس، قلتوق یا زنجان اینها برخی ازاین اصطلاحات هستند که هنوزمورد استفاده بوده وبرخی دیگرکنارگذاشته شده اند. به غیرازفرشهای سِنِه وبیجار، هنوز درمورد منشأ واقعی این بافته ها، اختلاف نظر زیادی وجود دارد. ممکن است سؤال شود که اصولاً چرا تخصیص منشأ کردی یا سایرمنابع به فرشها امری با اهمیت محسوب می شود.
دو دلیل اصلی به این قرارهستند. اولا برای محققان و دانشمندان، آگاهی بر اصل و منشأ هر چیز دربالاترین درجه اهمیت است. ثانیاً برای دلالان واکثرخریداران فرش وجود علامتی برای تعیین تقریبی اصالت فرش، مورد نظر بوده و گاه این علامات به ارزش بافته می افزایند. دست کم بخش ناچیزی ازاین مسئله ناشی از تلاش بی امان نویسندگان کتاب های فرش برای طبقه بندی فرش های وارد شده به بازارمی باشد. بسیاری از نویسندگان اینگونه کتب که خود نیز تاجر بودند، دریافتند که خریداران آنها طالب خرید فرش هایی با علامت وشجره نامه میباشند. درآن زمان، تخصیص علامات واصالت کردی به فرشهای بومی بافته شده از پشمهای مختلف که اغلب غیرقابل شناسایی نیزبودند، یک تخصص و حرفه محسوب می گشت. بسیاری از این فرشها دارای اصالت کردی بودند و بسیاری دیگرفاقد این اصالت وهمین امرسبب ایجاد مناقشاتی است که تا امروزنیز ادامه دارد. شکی دراین نیست که کردها درتوسعه بافته های خاورمیانه نقش به سزایی داشته اند. دو بافته کردی بنام سِنِه و بیجار جزو نمونه های نادر و بی نظیر بوده و هر یک ازآنها با دیگری فرق دارد. یکی دیگر از ابداعات کردی، گره زنی اریب یا جابجا سازی یک تار اریب در یک نیم گره درآن واحد است که نمونه آن را می توان دربافته های بومی ایران وترکیه مشاهده نمود. ممکن است بحث شود که تار فشرده دربافته های بیجاری متعلق به کردستان نبوده وازیک سنت ترکی درآذربایجان نشأت گرفته است. بواقع بسیاری ازفرشهای بیجار توسط ترکهای ایران بافته شده اند. استحکام این فرشها موجب حفظ نمونه های قدیمی که هنوزبه عنوان کفپوش تزیینی بکارمی روند شده است. درهمان حال این فرشها بعلت رنگهای شفاف و ژرفشان، مورد علاقه کلکسیونرها بوده و منشأ سازگاری آنها با طرحهای کلاسیک بگونه ای است که مطلوب طبع امروزی می باشند.
ازلحاظ طبقه بندی، تمایز واضحی میان کارگاههای بیجاردرابعاد وسیع و آنچه که ما بعنوان قبایل بیجار از آنها یاد میکنیم وجود دارد. بافته های قبایل بیجارازلحاظ ساختار و طرح چندان مناسب نبوده وموفقیت آنها دراکثرموارد منوط به موقعیت وشانس است. این فرش ها درمعدودی از روستاهای منطقه بیجاربافته شده و غالباً گونه ساده تری ازکارگاههای رسمی بیجارمی باشند.
با حرکت بسوی جنوب بیجار در راستای همدان، ازطریق سریش آباد به قروه وسنقر، تغییرتدریجی در ساختار و طرح ازتارهای فشرده بیجارتا نمونه های تخت باف کردی که ما آنها را کرد همدانی می نامیم دیده میشود این بخش شامل فرش هایی است که به تعداد زیاد و پیش ازجنگ دوم جهانی توسط قبایل ساکن کلیایی بافته شده اند. گفته می شود که بسیاری ازفرشهای کلیایی همچون سایرفرش ها درناحیه همدان، دارای یک پود درمیان ردیف گره ها می باشند درحالی که فرش های بافته شده توسط سایرقبایل کرد درمنطقه دارای دو پود می باشند. من دریافته ام که بسیاری ازفرشهای موجود دربازارکه بنام کلیایی معروفند دارای دو پود وتارهای فشرده می باشند. با پیشروی بسمت جنوب وغرب یعنی بسوی کرمانشاه یا سرحد جنوبی بافته های کردی، تولیدات قبایل جنوبیِ لُر با تولیدات کردها مشابهت بیشتری می یافتند. درسفریک بانوی انگلیسی بنام ایزابل بی شاپ به کرمانشاه در سال ۱۸۹۰، وی ازتولید قالیچه های پرزدارمخملی گزارش داده است. با گذشت زمان دیگراین فرشها برای ما شناخته شده نیستند ولی ما قادربه طبقه بندی فرش ها و جوال های خاص بومی، خصوصاً فرشهای متعلق به بخشهای چادر نشین قبایل جاف و سنجابی دراستان کرمانشاه می باشیم. این مسئله یعنی امکان طبقه بندی فرشها درمورد بافته های مستحکم قبیله کلهرنیز صادق است. قسمت اعظم کارتطبیق متقابل فرش ها با قبایل، بصورت حدسی است.
با بازگشت بسوی شمال غربی یعنی بسوی سنندج فرش ها و گلیم های سِنِه دارای چنان مشخصه ای از طرح و ساختارمی گردند که احتیاجی به توصیف نمی یابد. شایان ذکر است که محتملاً طرح های بسیار خوب سِنِه بیشترمورد پسند وطبع خریدارن اواخرقرن نوزده واوائل قرن بیستم می باشند تا بازارخریداران فعلی در غرب. برای خریداران امروزی طرحهای خلوت گلیم سنه و بیجارمطلوب تربوده ومشخصاً بافندگان منطقه نیزبا فرستادن بافته های روشن و رنگانگ به بازارهای غربی، به این نیازپاسخ گفته اند. درشمال سنندج شهربزرگ مهاباد یا بنا به نقل قول نویسندگان یک قرن پیش ساوجیلاغ قراردارد. علامت ساوجبلاغ غالباً برای فرش های این ناحیه استفاده می شود گرچه بسیاری ازنویسندگان برنحوه تشخیص این فرش ها، اتفاق نظر ندارند. از نظرمن، یک فرش سنتی ساوجبلاغ دارای رنگهای شفاف و ژرف بهمراه پودهای قرمز رنگ می باشد.
ازآغازاین قرن فرش هایی ازاین نوع وکیفیت دیگربافته نمی شوند واکنون هیچ یادگاری ازبافندگی سنتی در شهرمهاباد به چشم نمی خورد. محتملاً این فرش ها در روستاهای این ناحیه بافته و در زمان خاصی جمع آوری و فروخته می شده اند. اگربنا باشد که بافندگی کردی این ناحیه مجدداً احیا گردد، این فرشهای قدیمی می توانند مدلهای خوبی برای تولیدات جدید باشند. پیش ازدیدارم ازشهرتبریزدرطی این هفته، می انگاشتم نقش و علامت ساوجیلاغ را درطبقه بندی بافته های شصت ساله اخیرچگونه مشخص کنم. اما با رجوع به طبقه بندی فرشهای کردی که کم وبیش می شناسیم، به کارهایی بر خوردم که قابل طبقه بندی نیستند. امیدوارم که تحقیقات بیشترما را قادرسازد که به کمک قبایل و نواحی سکونت آنها، بسیاری ازبافته ها را طبقه بندی کنیم ولی پیش ازهمه ترجیح می دهم که ازاینگونه فرش ها با نام «فرشهای کوههای شمال غربی ایران» یاد کنم. بدون شک بافته هایی از این رسته ازکرمانشاه تا شمال رود ارس وجود داشته ودارند. همچنین این بافته های کردی درسرحدات آذربایجان و ارمنستان نیزیافت می شوند. گفته می شود که بافته های کردی در ناحیه هشترود و برخی مناطق شاهسون نیز وجود دارند ولی با توجه به این نکته که مردم نواحی شاهسون زبان و سنتهای کردی خود را فراموش کرده اند در مورد اصالت کردی بافته های شاهسون اظهارنظرنمی کنم. سایربافندگان کردی درسرحدات شرقی مانند نواحی زنجان، قزوین و ورامین سکونت دارند ولی درحال حاضرامکان تفکیک بافته های آنان ازسایر گروههای قومی و نژادی امری غیرممکن است وتنها درصورت پیشروی بیشتربطرف شرق تا خراسان امکان یافتن تولیدات متمایز کرد وجود دارد که متأثر ازمجاورت با ترکمن ها وبلوچ ها می باشد. اینگونه بافته ها درکتاب فرش های کردی اثر ویلفرد اشتانزر بخوبی دسته بندی وریشه یابی شده اند. فرش های قوچان قدیم درحال حاضر نادرند ولی بسیاری ازگلیم ها وخورجین های پوشیده از پود، اخیراً به بازار راه پیدا کرده و برتری جدیدی را برای ناحیه قوچان کسب کرده اند.
درمورد آینده بافته های کردی چه میتوان گفت؟ طی پنجاه سال اخیر، کاهش قابل ملاحظه ای درتعداد فرش های بافته شده روستایی وعشایری و صدور آنها به بازار رخ داده است. درفرش های کردی و سایرفرش های بومی ویژگی رنگ از اهمیت خاصی برخوردارمی باشد. البته رنگ های طبیعی کمال مطلوب فرش هستند ولی در صورت عدم دسترسی به آنها، دست کم بایستی از رنگهای شیمیایی با ظاهری که یادآور تنوع طبیعت باشد استفاده گردد وباید به تشویق درامربکارگیری آنها پرداخت. اکثر زنان بافنده از رنگهای ارزان وسهل الوصول که تاب مقاومت دربرابر آب یا نور را ندارند، استفاده می کنند.
ازاین مقاله کوتاه معلوم شده است که دامنه وسیعی ازتحقیق، خصوصاً مبحث اصالت ها که یاریگر ما در تفکیک فرشهای کردی از همسایگان آنهاست ، دربرابر ما گشاده است. زمانی که مقدمه ای برفرش های کردی در اوائل دهه ۱۹۸۰ نوشتم، فرصتی برای دیداراز ایران و کسب اطلاعاتی که منحصراً درهمین جا قابل دسترس است، نداشتم. اکنون از اینکه فرصتی دست داد که درنشست کنفرانس فرش ایران، در خدمت شما باشم، بی نهایت مسرورم. متأسفانه در این دیدار یک هفته ای، فرصت کافی برای دیدارازتمامی نقاطی که مایل به دیدارشان هستم نیست ولی ان شاء الله برای ادامه تحقیقات خود بر روی بافته های کردی درمحل بافت آنها حاضر شده واز زیبایی ومهمان نوازی خاص ایرانی لذت خواهم برد.